تبليغاتX
السلام عليك يا ابا عبدالله
السلام علی الحسین و علی علی ابن الحسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین و رحمه الله و برکاته
ساعت 12:27

شهادت خانم فاطمه زهرا را به تمامی شیعیان

 

تسلیت میگویم

نوشته شده توسط حقیر | موضوع: | لینک ثابت |
ساعت 20:19

یا اهل العالم قتل الحسین بکربلا عطشانا عطشانا عطشانا

                                              عطشانا عطشانا

یا اهل العالم دفن الحسین بکربلا عریانا عریانا عریانا

                                              عریانا عریانا

فدای لب تشنه حسین (ع)

نوشته شده توسط حقیر | موضوع: | لینک ثابت |
ساعت 19:6

ميخوام امشب و بخونم براتون از سر احساس

 

که چرا هرکی گرفتار ميـشه مياد پيشه عباس

 

مـگه عيسـی گل مريم به مسيحی مقتدا نيست

 

مگه موسی پور عمران به خليلی رهـنما نيست

 

مگه زردشـتی و بودا  واسـه آتيش نمی ميرن

 

پس چــرا حاجتاشـون و از آقای ما ميگيرن

 

 

نوشته شده توسط حقیر | موضوع: | لینک ثابت |
ساعت 18:50

هرچه دارم همه از کرم عباس است

خلقت جنت حق لطف کم عباس است

نور بر شمس و قمر ماه بی هاشم داد

عرش یک ذره ز خاک قدم عباس است

نه فقط خلق زمین عبد و غلامش باشند

بخدا خیل ملائک حَشَم عباس است

شیعه از کینه دشمن نهراسد هرگز

دین ما تحت لوای علم عباس است

در صف حشر علمدار شفاعت زهراست

علم فاطمه دست قلم عباس است

نام معشوق مبر نزد من از عشق مگو

عشق دیریست که در پیچ و خم عباس است

ای که حاجت ز حسین میطلبی دقت کن

پرچم شاه به سوی حرم عباس است

کاشف الکرب که غم از دل عالم ببرد

لب خشکیده شش ماهه غم عباس است

بر روی قوس فلک جلوه خونگاه غروب

زخم شمشیر به ابروی خم عباس است

 

نوشته شده توسط حقیر | موضوع: | لینک ثابت |
ساعت 19:26

كوه حلم

مدينه باز هم اندوه هجران دارد و سكوتي عميق همه جا را فرا گرفته است.

غبار غم بار ديگر بر چهره فرزندان زهرا نشسته  ناله هاي آنان، امان عرشيان را بريده است.

زينب است كه در سالروز رحلت جد بزرگوارش، در كنار حسين (ع) و در سوگ حسن (ع) اشك جدايي ميريزد.

روزي مصيبت مادر و آن صورت نيلي و پهلوي شكسته اش و روز ديگر، پدر و آن خونابه خوردن ها و سكوت و فرق شكافته اش و اكنون حسن (ع)و اين جگر سوخته از زهر كينه و جاه طلبي اهل حرم و سرايش؛ زينب مي داند كه اين پايان مصيبت هاي او نيست.

امام حسن (ع)، حسين و زينبش را به صبوري فرا مي خواند. از آسمان نداي (( ارجعي الي ربك )) به گوش مي رسد و حسن (ع)از ستم اين جماعت منافق و بي دين كه در پشت نقاب مسلماني، تيشه به ريشه اسلام مي زنند، چشم فرو مي بندد.

اهل مدينه چه خوب حق فرزند رسول خدا را ادا و چه با شكوه پيكر مطهرش را تشييع كردند.

آري، با تيرهاشان، بدن پاك امام حسن (ع) را پاره پاره، بدرقه كردند.

بقيع شرمگين از روي فاطمه، گل پرپرش را در خويش جاي داد و زينب، با آه و حسرت، بدن برادر را در آغوش خاك نهاد.

****************************

هجران سفير عشق

فاطمه (س)چند روزي است كه در كنار بستر پدر، تاب و تحمل را از كف داده است؛ چرا كه پيامبر عشق و مهرباني، او كه خليل وار، عشق را فرياد كرد و خدا را به يگانگي خواند و هدايت و ايمان راستين و سعادت دنيا و عقبي را براي زمينيان به ارمغان آورد، در آستانه لقاء الله است.

تنها دل نگرني او فاطمه (س) است كه پروانه وار، گرد شمع وجود پدر مي چرخد و پر و بال خويش را در آتش فراق مي سوزاند.

الهي ! هجران سفير عشق چه سخت است! به راستي اگر ستون استواري چون علي (ع) نبود، فاطمه (س) اين مصيبت بزرگ را چگونه تاب مي آورد؟!

تقدير بر آن بود كه آن روز مصيبت بار با كوله باري سنگين از اندوه و غم جدايي، از راه برسد و چه سخت بود لحظه جدايي فاطمه (س) از پيامبر (ص)!

اينك، علي (ع) سر به دامان پيامبر (ص) گذاشته و فاطمه (س) مي گريد.

روياي فاطمه (س)در حال تعبير شدن است؛ در خواب ديده بود كه قرآني در دست داشت و ميخواند.ناگاه قرآن از دستش افتاد و گم شد.وحشت زده از خواب بيدار شده، خوابش را براي پدر نقل كرده بود؛ پيامبر (ص) فرموده بود: ((نور ديده ام‌! من آن قرآنم كه در خواب ديدي و به زودي از نظرها پنهان مي شوم.))

ناگهان لبهاي پيامبر (ص) تكان خورد و زمزمه كرد: ((من ملاقات با خداي بزرگ را دوست تر مي دارم.))

فاطمه (س)مي گريد و بر بالين پدر، ملتمسانه اشك مي ريزد؛ تا اينكه جبرئيل اين خبر مي آورد:

((اي محمد!فاطمه را آرام كن كه ستون هاي عرش، از اشك و آه او به لرزه درآمده است و عرشيان، طاقت ديدن بي قراري هاي او را ندارند! به او مژده بده كه فراق او ديري نمي پايد و بعد از رحلتت، اولين ميهمان تو فاطمه (س) است.

و فاطمه (س)آرام مي شود و پدر آرامش مي يابد و ديده از جهان فرو مي بندد و فاطمه (س) را با دنيايي از اندوه تنها مي گذارد.

آري!محمد مصطفي (ص)آخرين فرستاده خدا، دعوت حق را لبيك گفت و قلبي كه محبت از آن مي تراويد، باز ايستاد؛ چهره ای كه آفتاب را فرا مي تابيد، در حجاب شادي فرو ريخت و تاريكي، زمين را فرو پوشاند.

تاريخ، حيران و سرگشته ايستاد. تاريكي شب افزون گشت و اندوه هماند ابري كه در سكوت

مي گريد، در خانه هاي مدينه جاري شد مدينه، آن شب با چهره غم آلود خويش، خاموش مي گريست.

****************************

غريب آشنا

                     29 صفر، در سوگ شهادت امام علي ابن موسي الرضا (ع)

طوس، مدينه ديگري است؛ چرا كه خورشيد مدينه در آن آرميده علي بن موسي الرضا، پاره تن و رسول مدني است.او عطر و بوي رسالت را از مدينه به ايران آورده است، آن هنگام كه راه مدينه تا طوس را پيمود و از بركت اين هجرت، ايران براي هميشه در چشم انداز پرتو امامت قرار گرفت.

آن بزرگوار به هنگام وداع دردمندانه با تربت احمدي، گردي از ايمان آن مزار برگرفت و براين خاك پاشيد و سرزمين عجم را، با پيام رسول حق عجين نمود و سرزمين سلمان را، بيمه خط اهل بيت كرد.

غريب خراسان، آشناي دلها و ديده هاي آشناست.مي گوييد نه؟ به امواج زايران و حلقه هاي طائفان بر مرقدش بنگريد، به دلهاي شيدايي كه كبوتر حرم او نيز و جانهاي مشتاقي كه دلداده اين كويند. آه از آن انگور مسموم كه رضاي آل محمد (ص)را به رضوان برد!

داد از آن مرگ غريبانه كه معصومه را در حسرت ديدار برادر، گريان نمود!

  

نوشته شده توسط حقیر | موضوع: | لینک ثابت |
ساعت 20:20

 

سلام بر حسين و اربعينش، سلام بر اربعين و زائرانش! و سلام بر اندوه هاي دل آنان كه به سوغات بر مزار كشتگان، عشق بردند و به مويه نشستند.به شوق زيارت صحن و سراي جان فزايت، اربعين شهادتت را به سوگ مي نشينيم، يا حسين!

اي جاده هاي پر فراز و نشيب، زير پاي كاروان رام شويد و اي مركب هاي چمند و چموش، راهوار گرديد كه كاروان به كربلا بازگشته است! بگذاريد كه غبار خستگي با اشك چشمان حسرت زده ديدار شسته شود.كاروان به زيارت آمده است و براي شكوفه هاي زخم سوغات اشك آورده است .

سلام بر تو اي سرزمين اندوه ها!

يك اربعين از گستاخي شمشيرها و نيزه ها مي گذرد.

یك اربعين از لگدكوب شدن شكوفه هاي زخم، زير سم اسبان ستم مي گذرد، و اكنون كاروان به زيارت آمده است.

با سينه اي داغدار با كاروان زائران مزار شهداي كربلا هم نوا مي شويم.

 اربعين از رازهاي هستي ، خصوصيت عدد چهل و اسرار نهفته در آن براى ما روشن نيست. البته چه بسا، با توجه به ويژگى ‏هاى انسان، «چهل بار» تكرار يك رفتار پسنديده موجب ملكه  معنوى و تعميق آن رفتار و قابليت نزول فيض خاص خداوند مى ‏شود.

 

اربعين در فرهنگ عاشورا

در فرهنگ عاشورا، اربعين به چهلمين شب شهادت حسين بن علي(ع)گفته ميشود که مصادف با روز بيستم ماه صفر است.از سنتهاي مردمي گرامي داشت چهلم مردگان است، که به ياد عزيز فوت شده خويش، خيرات و صدقات ميدهند و مجلس ياد بود بر پا ميکنند،در روز بيستم صفر نيز، شيعيان، مراسم سوگواري عظيمی را در کشورها و شــــهرهاي مختلف به ياد عاشوراي حسيني بر پا ميکنند. عاشقان و پيروان آن امام، در سحال اســـــرار اربعين به ذکر پرداخته و باران اشکبار چشم خويش را با مظلوميت حسين و يارانش پيوند مي زنند. اين راه، راه تداوم عشق است و بي گمان هيچگاه بي رهرو نخواهد بود.

 

  نخستين اربعين

در نخستين اربعين شهادت امام حسين (ع)، جابر بن عبدالله انصاري و عطيه عوفي موفق به زيارت تربت و قبر سيد الشهدا شدند.

بنا به برخي نقلها ، در همان اربعين ، کاروان اسراي اهل بيت (ع )در بازگشت از شام و سر راه مدينه ، از کربلا گذشتند و با جابر ديدار کردند. البته برخي از مورخان نيز آن را نفي کرده و نپذيرفته اند، از جمله مرحوم محدث قمي در «منتهي الامال» دلايلي ذکر ميکند که ديدار اهل بيت از کربلا در اربعين اول نبوده است.به هر حال، تکريم اين روز و احياي خاطره غمبار عاشورا، رمز تداوم شعور عاشورايي در زمانهاي بعد بوده است.

  

  اربعين و عرفان

در فرهنگ اسلامى هم عدد چهل (اربعين) جايگاه ويژه اى دارد. چله نشينى براى رفع حاجات، حفظ كردن چهل حديث، اخلاص چهل صباح، كمال عقل در چهل سالگى، دعا براى چهل مؤمن، چهل شب چهارشنبه… از اين نمونه هاست.

آمده است که چون حضرت موسي (ع) را قابل استماع کلام بي واسطه خداوند ميکردند چهل روز به خلوت فرستادند و خداوند فرمود: «… و اذا واعدنا موسي اربعين ليله »

پيامبر حکيم (ص) فرمود:

«من اخلص لله اربعين يوماً فجر الله ينابيع الحكمة من قلبه على لسانه»:هر كس چهل روز فقط براى خداوند تعالى اخلاص چشمه های خداوند ورزد حكمت را از قلبش بر زبانش جارى مى‏ سازد.»

صاحب مرصاد العباد، عارف نامي نجم الدين شيرازي نيز گفته است: "و عدد اربعين را خاصيتي است در استکمال چيزها که اعداد ديگر را نيست." چنانکه در حديث صحيح آمده است:

ان خلق احدکم بجمع في بطن امه اربعين يوما ثم يکون علقه مثل ذلک.

و خواجه عليه السلام ظهور چشمه هاي حکمت از دل بر زبان را اختصاص اخلاص اربعين صباحا فرموده است، و حوالت کمال تخمير طينت آدم عليه السلام به اربعين صباحا کرد و از اين نوع بسيار است."

 

Image hosting by TinyPic

 

 

نوشته شده توسط حقیر | موضوع: | لینک ثابت |
ساعت 6:38

امام زمان(عج) خطاب به امام حسین(ع) :

 

 

1-    اَلسَّلامُ عَلَی الحُسَینِ الَّذی سَمِحَت نَفسَهُ بِمَهجَتِهِ.

سلام بر حسین(ع)، آن کسی که هستی و جانش را تقدیم خدا نمود.

 

 

2-    اَلسَّلامُ عَلیکَ سَلامَ العارِفِ بِحُرمَتِکَ المُخلِص فی وِلایَتِکَ المُتَقرِّبِ اِلی اللهِ بِمُحَبَُتِک البَریءِ مِن أعدائِکَ.

سلام بر تو، سلام کسی که عارف به حرمت توست و در ولایت تو مخلص و به سبب محبت تو به خدا تقرب جسته و از دشمنانت بی زار است.

 

 

3-    اَلسَّلامُ عَلی مَن جَعَلَ اللهُ الشَّفاءَ فی تُربَتِهِ.

سلام بر آن کسی که خداوند شفا را در خاک قبر او قرار داد.

 

 

4-    اَلسَّلامُ عَلی مَن بَکَتهُ مَلائِکَهُ السَّماء.

سلام بر آن کسی که فرشتگان آسمان بر او گریستند.

 

 

5-    (اَلسَّلامُ عَلَیک) سَلامَ مَن قَلبُهُ بِمُصابِکَ مَقرُوحٌ وَ دَمعُهُ عِندَ ذِکرکَ مَسفُوحُ.

سلام بر تو، سلام کسی که قلبش از مصیبت تو جریحه دار و اشکش به هنگام یاد تو جاری است.

 

 

 

صَلَّی اللهُ عَلَیکَ یا أباعَبداللهِ الحُسَین(ع)

 

 

نوشته شده توسط حقیر | موضوع: | لینک ثابت |
ساعت 19:39

مخزومى، مردى از قبيله مخزوم است.

در حديثى از امام صادق (ع) كه از اجتماع ياران حضرت مهدى (ع) سخن مى گويد آمده است: وقتى حضرت با يارانش در مکه گرد مى آيند، در كوچه هاى مکه به راه مى افتند، تا براى خود محل اقامتى پيداكنند.مردم مکه افراد ناشناسى را در ميان خود مى بينند و مى گويند:تا به امروز آن ها را در اين شهر نديده ايم به ناگاه مرد مخزومى وارد مى شود و مى گويد: من خوابى ديده ام كه بسيار پريشان و نگران هستم. مردم مى گويند: بيا بر نزد فلان ثقيفى برويم چون به پيش او مى روند،مرد مخزونى چنين مى گويد ابرى را ديدم كه از اعماق آسمان ظاهر شد و به تدريج پايين آمد تا به نزديكى كعبه رسيد و آنگاه دوركعبه طواف نمود در اين ابر، ملخ هاى فراوانى با بال هاى سبز بودكه تا مدتى بس دراز دور خانه خدا طواف مى كردند.آنگاه به چپ و راست پراكنده شدند، به هيپح آبادى نمى رسيدند جز اين كه به خاكستر مى نشاندند. به هيچ قلعه اى نمى رسيدند جز اين كه ويران مى كردند. سپس از خواب بيدار شدم و چون بيد لرزيدم و تاكنون هم در ترس و وحشت هستم.

مرد ثقيفى مى گويد:امشب لشكرى از لشكرهاى الهى بر شهر شما وارد شده، كه شما را ياراى مقاومت در برابر آنها نيست. مردم مكه از شنيدن اين حرف پريشان مى شوند و مى گويند چيز عجيبى به وجود آمده است.

در بامداد چنين شبى بيعت مبارك انجام مى پذيرد و مردم مكه نيز بيعت كرده و به سپاه حق ملحق مى شوند و خواب مخزومى و تعبير ثقيفى تحقق مى يابد

 

نوشته شده توسط حقیر | موضوع: | لینک ثابت |
ساعت 18:53

می دانم که ظهور نزدیک است...  می دانم که باید در آدینه ای نه چندان دور، منتظرت

باشیم. این را از خشم طوفانهای زندگی فهمیدم. می دانم که در پس هر هفته، آدینه ای است، از برای منتظران چشم به راه. این را از نگاه های در افق خیره مانده فهمیدم...

می دانم که تو، در پایان راه انتظار، خود به انتظار نشسته ای. این را از تپش ثانیه های قلبم به وضوح دیدم.می دانم که در آدینه ای نزدیک، بغض انتظار خواهد شکست.

این را از بغض شکسته آسمان فهمیدم. می دانم که از دست ما به تنگ آمده ای.

می دانم از لجن زار زندگی مان رنج می بری.این را از سرخی دل،که لاله های هجران در ان روئیده بود فهمیدم. 

      Image hosting by TinyPic

 

نوشته شده توسط حقیر | موضوع: | لینک ثابت |
ساعت 13:33

خدايا کمکمان کن راه حسين را ادامه بدهيم حسينی زندگی کنيم .
خدايا کمک کن که چون زينب از تمام عشقهامون به خاطر عشق تو بگذريم.
خدايا کمک کن که چون حسين در هر حالی نماز اول وقتمان را فراموش نکنيم .
خدايا کمک کن که چون حر باز گشتی داشته باشيم به سويت واقعی و با خلوص .
خدايا کمک کن که نگذاريم يتيمهای دور و برمون چون يتيمان حسين گرد غم روی صورتشان بشيند
خدايا کمک کن که چون تو عاشق پيامبر باشيم ، چون پيامبر عاشق حسين باشيم ، چون حسين عاشق زينب باشيم ، و چون زينب عاشق تو باشيم .....
 خدايا يک لحظه ما را به حال خود نگذار

 

نوشته شده توسط حقیر | موضوع: | لینک ثابت |
ساعت 8:57

 

Image hosting by TinyPic

نوشته شده توسط حقیر | موضوع: | لینک ثابت |
ساعت 6:8

حرم عشق كربلا ست و چگونه در بند خاك بماند آنكه پرواز آموخته‌است و راه كربلا مي‌شناسد و چگونه از جان نگذرد آنكس كه مي‌داند جان بهاي ديدار است.

گردش خون در رگهاي زندگي شيرين است، اما ريختن آن در پاي محبوب شيرين ‌تر است؛ و نگو شيرين ‌تر، بگو بسيار بسيار شيرين ‌تر.

در ملكوت اعلا جز شهيد زنده نيست و حيات ديگران اگر هم باشد به طفيل شهداست.

سوختن كمال عشق است اما آنها كه سوختن پروانه در آتش شمع را كمال عشق مي‌دانند كجايند كه سوختن انسان در آتش عشق را به نظاره بنشينند؟

سر مبارك امام عشق بر بالاي ني رمزي است بين خدا و عشاق، كه اين است بهاي ديدار.

در عالم رازي هست كه جز به بهاي خون فاش نمي‌شود.

هنر آن است كه بميري، پيش از آنكه بميراندت، مبدأ و منشأ حيات آنان‌اند كه چنين مرده‌اند.

اي شهيد! اي آنكه بر كرانه‌ي ازلي و ابدي وجود برنشسته‌اي! دستي برآر و ما قبرستان ‌نشينان عادات سخيف را نيز از اين منجلاب بيرون كش .

Image hosting by TinyPic

 

نوشته شده توسط حقیر | موضوع: | لینک ثابت |